۱۴۰۳ فروردین ۳, جمعه

بهار نه

 تصویر: آبرنگ 


بهار نه
تو بیا به سطوح نامسطح  تنم دست بکش
جنبش نَفَسی میان گیسوانم باش
قسمتی از محبت 
در مقدمه‌‌ی اندام‌‌‌‌‌واره‌ی حیاتم  فرو شو
شبیخون به‌‌‌قبیله احساسم بزن
و گه‌گاه اگر التماسی نارسم
به فصل بلوغ شکوفه‌‌ها ببر مرا 
و چنان به ساحره‌‌ی واحه‌‌ای دچارم کن
که آهویی به کمند.

بهار نه
تو بیا و لرزه‌‌های پنهانیِ تب ممتدم شو در بستر خواب
آتشم کن در خرمن‌‌گاه تن
نیلوفرم کن در مرداب پوست
آینه‌‌ی اوستایی‌‌ام کن میان دو پلک
 و به شیوه‌‌ی سنگ‌‌‌‌تراشان زرتشتی
بتراش مقدمه‌ی زیبایی را در کاسبرگ تماشایم
بلور مینا سینه‌‌‌‌ریزی به عِقد گردنم ببند
و مهارم کن به لالای خلوت
بهار نه 
تو بیا.

از مجموعه‌ی شعر رد پا
کتایون آذرلی
منبع
https://www.facebook.com/azarlikatayoun


باغ شبنم

  باغ شبنم شفق بر غنچه‌های تنم، پرده از مهتاب می‌گستراند اسم کوچک‌ات رمزی‌ست  برای بافتن بر گیسوان شفق، دور‌بودن‌های نزدیک‌مان را  دوست‌ می‌...

محبوب‌ترین‌هایِ خواننده‌گان در یک‌ماه گذشته