۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۶, شنبه

دیدار



یاد دیدار شبی افتادم

که نسیم نازک نفس‌های تو 

اوراق فانتزی‌های من را برهم می‌زد

یاد پیله‌گیِ دخترانه‌ام با من بود


دفتری که در آن

زیبائی و عشق‌بازی یک‌سان اند،

وسوسه و شهوت پیوندشان مهر است

شادی و شوق دست هم‌دیگر را می‌گیرند


در آتش نفس‌های عاشقانه‌ات

 چشمه‌‌ی من بارها جوشید

جویبارم آب از خود برآورد

و من دسته‌گل‌ام را به‌آب دادم


چکیدن قطره‌های ریز 

گل‌برگ‌های زنبق دریا را 

به‌شیوه‌ی دل‌انگیز عشق

آئینه، برای قلم گرفتند

که آستانه را مستانه به شعر بنگارد


رهگذر 



ریزآبِ لحظه

  ریزآبِِ لحظه افسونِ پریشانیِ گیسوانم، بی‌قراریِ خواهش‌ و‌ تسلیم تنم، نزدیک‌خواهیِ بی‌صدایِ تو را بازمی‌تابند. لبانت، رازهای پنهانِ آغوشم ر...

محبوب‌ترین‌هایِ خواننده‌گان در یک‌ماه گذشته