دانههای انار
از پستانهای من
عطر سرانگشتان تو
بازی نور و نفس شبنمها
در خلوتکدهی شاخهی زیتون جاری در رویاهای آرامگرفتهی من-اند
برهنهگیم را نگاه کن
بهعشق یک ستارهی خیس
چشمانم را میبندم
با تپشهای قلبم
از یک میشمارمکِی میآئی
رهگذر
میان دو دیدار من عاشق لحظههایِ میان دو دیدارم هنوز مست رویای آن دمم که تمنای ساقه، از غنچه را شنیدم هنگامی که گونهی غنچه با نقاشیِ قل...