خاطرهی هماغوشیهایمان
درجورچینیِ قلبم
جلو آئینه است
تو معشوق فانتزیهای عاشقانهی منی
این را جای بوسههایت بر گوشهی لبم میگوید
اندام من با عطر تنت همدل،
جویای وصل سحرانگیز خویش،
در آغوش تو آرام میگیرد
رنگ صدایم
بهلحظهی تکرار حروف اسم تو میرسد
خیسی، اشاره به قطرههای بارانیست
که با تو میبارد
بیا با من،
وقار زنانهگیِ من،
محبوب من، بیا
پستانهایم نوازش را بیاد لبانت میآورند
که بهزیبائیِ اوج ناشناخته پرواز کنیم
عاشقم به ناگهانیِ آمدنت
حلقهی انگشتر عشقمان
خواب تو را میبیند
