مرا تن کن
وبوسههایت را روی
تنم بنویس
پستانهایم را
ازدرون شعرهای
برهنهات
بیرون بکش
و آرام آرامم بنویس
توصیف لطیف
موهایم راکه باز میکنی
تارتارش را بهنواز
تا گره بخورد
انگشتانت
هدا خموش
مرز یا آغاز زبانم لای لبانت ریزآب داغ دهانت را در نزدیکترین هملغزیِ احساس میکند بازدمم با نفسریزیِ تو درهم میآمیزد. بیهیچ سایهای ...