مرا تن کن
وبوسههایت را روی
تنم بنویس
پستانهایم را
ازدرون شعرهای
برهنهات
بیرون بکش
و آرام آرامم بنویس
توصیف لطیف
موهایم راکه باز میکنی
تارتارش را بهنواز
تا گره بخورد
انگشتانت
هدا خموش
نقاشیِ لرز رویا نفسمانند است در گذرِ روزهای من، در انتظار سپیدهدم هر شب، نیاز خیالم، رویاییست آرمیده در آغوش تو. زیبائی داشتههایم...