آشکارهگی وسعت آغوشم
تپشهای پرنبض پنهان در پستانهایم
شیب تند در جویباری که
تب میچکد از قطرههایش
ابعاد درک ساقه در آن تنش بیقراری
که آمدناش را برداشته بود
زمان، در انتظار همراهیِ آمدن من
در امتداد شاخه بود
،رهگذر،
https://www.didareto.com
جوانهی شب زیرِ این تنپوشِ حریر، اندامیست که برهنهگی را از یاد نمیبرد. دستت، از کمرم که پایین میآید، تنپوشِ شرمم ترک برمیدارد؛ دا...