طوفان دخترانهگیام
که درآغوش هیچ ساحلی جا نمیگرفت
از حجم تنم سرریز
و
آسمان آغوش تو را
،در نهایت بیارادهگیِِ من
عاشقانه نگاشت
رهگذر
میان دو دیدار من عاشق لحظههایِ میان دو دیدارم هنوز مست رویای آن دمم که تمنای ساقه، از غنچه را شنیدم هنگامی که گونهی غنچه با نقاشیِ قل...