سهم من بود
لبخند آن ماهی که جویبارم را خیس کرد
در انتظار دانههای تازهی باران
زیر بارانم لب میگشود
در آتش تنخواستههای شادمانهی شبانهام
ستارهی اوجهایم را
در تنگنای آن فضا ستایش میکرد
رهگذر
میان دو دیدار من عاشق لحظههایِ میان دو دیدارم هنوز مست رویای آن دمم که تمنای ساقه، از غنچه را شنیدم هنگامی که گونهی غنچه با نقاشیِ قل...