رضاشاه در دبیرستان دخترانه تاج شاهی
در روز ۱۷ دی ۱۳۱۴ تاجالملوک آیرُملو، همسر رضاشاه
و دخترانشان شمس و اشرف بدون حجاب
به دانشسرای تربیت معلم رفتند.
این نخستینبار بود که خانواده شاه بدون حجاب و روبنده
در مجمعی عمومی ظاهر میشدند.
ویکیپدیا
در دوران شروع پادشاهیِ رضاشاه
اوباش ناموسپرست به زنان متجدد در خیابانها حمله میکردند
و مدارس دخترانه از این حملات در امان نبودند
همزمان مجلات پیشرو به کنشگران مترقی و مشخصاً به سیستم اعتراض داشتند
که چرا ترقی و توسعه فقط شامل حال مردان شده و زنان خارج از دایرهی توجهاتاند
تا پیش از ۱۳۱۴ مجموع دستگاه از خود نمیدید که توسعهی جنسیتی را آغاز کند
اگرچه امثال بزرگانی
مانند تیمورتاش و دکتر علیاکبر سیاسی
در سطوح بالا بر این مورد اصرار داشتند
پس از عقبنشینی در جریان اعتراض آخوند شیعه به سخنرانی زنان بیحجاب
در همایش هزارهی فردوسی
(۱۳۱۳)
و همینطور اعتراض به بیحجابی دختربچههای مدرسهی مهرآیین شیراز
در نوروز ۱۳۱۴
صبر شاه، سرآمد و تصمیم گرفت در این مورد، رویهای دیگر در پیش بگیرد
لاجرم فرمان آمد
تمامی کارگزاران سیستم
باید با همسران خود، و آنها بدون حجاب اسلامی،
در مراسم رسمی حاضر شوند
«اندرونی»
برای دولتمردان موقوف شد
و تلقی «عورت» از زنان، در عمل تقبیح گردید
دستور آمده بود که پلیس، از کشف حجاب زنان معروفه (سکسوورکرها) جلوگیری کند
چون برای اولین بار در تاریخ ایران،
نظامی سمبولیک واژگون میشد
زن بیحجاب، بدکاره نیست
او مترقیست و شخص شاهنشاه و کلیهی کارگزارانش
از آزادی پوشش زنان علیرغم مخاطرات سیاسی،
پشتیبانی میکنند
شاه، همسر و دخترانش جلو ایستادند تا هیچ زنستیز چاقوکشی نتواند احساس امنیت کند
بعضی از روشنفکران چپ همراه با اسلامگرایان
به دروغ بارها و گفتند و نوشتند،
که پلیس را مامور به کشیدن چادر از سر زنان کرده بودند
در آثار امثال کاتوزیان و آبراهامیان،
به زشتترین شکل ممکنی
این برنامهی فوقالعاده مترقی
در حمایت از زن ایرانی تحریف و تخطئه شد
و اگر از دستشان برمیآمد،
حق رأی سیاسی زنان را هم که پهلوی دوم
علیرغم مخالفتهای شدید از ناحیهی اسلامگرایان
و چپها در قوانین گنجانده بود
از آنها پس میگرفتند
پهلویها، تا آنجا که تاریخ ما اجازه میدهد بخوانیم،
احیاناً تنها شاهانی بودند
که مشروعیت سیاسی خود را برای توسعهی جنسیتی
قمار کردند
تبلیغات خرابکاران پنجاه وهفتی
در همین یک مورد به قدری سنگین بوده
که توانستهاند جابیاندازند که بارزترین نشان استبداد، برنامهی کشف حجاب بوده است
در حالی که این برنامهای علیه استبداد
و تبعیض سیستماتیک جامعهی شیعه علیه زنان بود
مبارزهای واقعی بود که بر یکی از بنیادیترین عوامل عقبافتادهگی جامعه
یعنی حذف زن از اجتماع،
دست میگذاشت و هیچ تعارفی را قبول نمیکرد
آنچه تلاش میکرد تغییر دهد،
پیش و پس از این تاریخ کوتاه شش ساله
(۱۳۱۴-۱۳۲۰)
عیان است
و به ویژه بعد از ۵۷ شکل قانون حکومتی به خود میگیرد
نیما قاسمی
—-***—-
رضاشاه قانون کشف حجاب را یکباره صادر نکرد.[۲۳]
او که در دورهٔ نخستوزیری مایل بود با
روحانیون شیعه رابطهٔ خوبی داشته باشد،
در مسئلهٔ حجاب احتیاط میکرد،
اما از همان زمان رفع حجاب را در دستور کار داشت.
زمانیکه ابراهیم خواجهنوری در نشریهٔ خود
دربارهٔ کشف حجاب و آزادی زنان نوشت
و به دلیل شکایت ناظر شریعت به ۳ ماه زندان محکوم شد،
رضاخان دستور داد او دورهٔ محکومیتاش را
به جای زندان،
در بیمارستان پلیس سپری کند.[۲۴]
در دورهٔ رضاشاه به تدریج لباسهای اروپایی زنان
با کنسرتهای با پوشش آزاد قمرالملوک وزیری
در باشگاه ایران به بنیانگذاری تیمورتاش
وزیر دربار بانفوذ و نوگرای رضاشاه،
به میان مردم آمد.[۱]
روزنامه دیلی تلگراف در تاریخ ۳ ژوئن ۱۹۲۷ میلادی
(۱۲ خرداد ماه ۱۳۰۶خورشیدی)
در ذیل خبری با عنوان «بانوان عصر جدید ایران؛ مبارزه برای آزادی» نوشت:
تهران، سهشنبه -
مبارزهای که بانوان متجدد و روشنفکر ایران برای آزادی نسوان شروع کردهاند
ممکن است دامنه آن به کشمکش و تصادم میان اولیای امور و رهبران این نهضت کشیده شود.
به درخواست مکرر نمایندگان علماء و بنا به قولی، روی خواهش شوهران غیور و حسود،
شب گذشته،
قوای انتظامی به باشگاهی که زنان بیحجاب
با لباسهای شبانه آخرین مد پاریس،
با مردها اجتماع کرده،
حمله بردند.
مدیر باشگاه که علاقه زیادی به آزادی زنان
و شرکت آنها در مسائل اجتماعی دارد،
بازداشت و زندانی شد
و هنوز معلوم نیست چه جرمی علیه او اعلام خواهد شد.
زنها اجتماعاتی تشکیل داده،
علیه نادانی و عقبافتادگی خود
به اولیای امور اعتراضات شدیدی نمودهاند.
زنان متجددی که در خبر فوق از آنان یاد شده،
مربوط به اعضای انجمنی بودند،
که با عنوان مجمع کشف حجاب
از سوی میرزا ابوالقاسم آزاد، تشکیل شده بود.[۱۸]
ابوالقاسم خان آزاد مراغهای به همیاری همسرش شهناز آزاد رشدیه (دختر میرزا حسن رشدیه)
در مرداد ماه ۱۲۹۹ خورشیدی نشریهای به نام «نامه بانوان» منتشر کرد.
این نشریه در زمانی منتشر شد که آزاد مراغهای از مدتی قبل انجمنی مخفی تحت عنوان
«مجمع کشف حجاب» تأسیس کرده بود و جلسات این انجمن با حضور زنان و مردان در منزل وی
و دیگر اعضاء انجمن تشکیل میشد.
در این جلسات افرادی چون یحیی دولتآبادی شرکت میکردند و به بحث و گفتگو میپرداختند.
این مجمع پس از مدتی فعالیت از سوی شهربانی منحل
و آزاد نیز دستگیر و مدتی محبوس شد؛
فعالیتهای او برای کشف حجاب چهار بار او را راهی زندان و تبعید کرد…[۱۹][۲۰]
ویکیپدیا