جاهطلبی جمهوری اسلامی
بو توتنبرگ
دارای سابقه نظامی در نیروی هوایی سوئد بوده و در مسائل مرتبط با دفاع
و همکاریهای اطلاعاتی در دوران جنگ سرد،
دخیل بوده است.
زندگی حرفهای او همواره
در تقاطع دیپلماسی، دانشگاه و سیاست امنیتی قرار داشتهاست.
این استاد حقوق بین الملل و دیپلمات ارشد و باسابقه سوئدی
در یک مصاحبهی مفصّل،
ضمن مشروع خواندن اقدامات نظامی آمریکا و اسرائيل
علیه ایران
معتقد است که درگیری موجود
جنگی با یک ایدئولوژی (بنیادگرایی اسلامی) است
که هدف نهایی خود را صراحتا پیروزی نهایی اسلام
بر جهان باقیمانده، میداند.
توتنبرگ معتقد است
که درگیری در ایران و بهدنبال آن تحولات گستردهتر در خاورمیانه و اروپا،
در نهایت به تقابل ایدئولوژیک بین دیدگاههای متفاوت از نظم جهانی بازمیگردد.
او توصیف میکند که چگونه انقلاب شیعی سال ۱۹۷۹ یک دولت تئوکراتیک
ایجاد کرد
که در آن مشروعیت مذهبی و قدرت سیاسی در هم تنیده شد،
و به عقیده او،
اعتقاد راسخی به پیروزی نهایی اسلام بر جهان باقیمانده،
وجود دارد.
به گفته او این دیدگاه در تضاد کامل با سنت حقوق بینالملل غربی قرار دارد
که بر پایه حاکمیت دولتها، تمامیت ارضی و ممنوعیت اصول حمله،
بنا شده است.
توتنبرگ تأکید میکند
که این بُعد ایدئولوژیک، درگیری را پیچیدهتر از صرف مسائل ژئوپلیتیکی
یا تعادل قدرت منطقهای میسازد.
او نقش ایران را بهعنوان حامی اصلی بازیگران مسلح در منطقه برجسته کرده
و آن را بخشی از الگوی استراتژیک بزرگتر میداند
که در آن جاهطلبی مذهبی و سیاسی با یکدیگر همخوانی دارند.
به عقیده وی در این چارچوب اقدامات دولتهای غربی
از جمله عملیات نظامی را باید در زمینه تهدیدات امنیتی بلندمدت
مرتبط با توسعه هستهای و گسترش ایدئولوژیک درک کرد.
توتنبرگ به وضوح بیان میکند
که اقدامات نظامی ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ و اسرائیل
علیه ایران،
از منظر حقوق بینالملل بر پایهی حق دولتها به دفاع مشروع قابل توجیه است.
او معتقد است تهدید ناشی از جاهطلبیهای هستهای ایران
و حمایت آن از گروههای مسلح،
موقعیتی ایجاد کرده که حملات پیشگیرانه،
طبق تفسیر او، میتواند دفاع مشروع در جهانی باشد
که سیستم سازمان ملل
دیگر به عنوان ضامن امنیت و صلح عمل نمیکند.
او در ادامه گفت:
«اگر ترامپ و اسرائیل موفق شوند رژیم در ایران را شکست دهند
این خاورمیانه را تغییر خواهد داد.
این نه تنها خاورمیانه بلکه کل حقوق بینالملل را تغییر میدهد.
شما آنگاه یکبار برای همیشه با کل این دیدگاه جهادی اسلامگرا،
تسویه حساب کردهاید و آن را شکست داده اید.»
این حقوقدان و دیپلمات برجسته سوئدی
در پاسخ به این پرسش گزارشگر
که
«شما چه فکر میکنید شانسهای موفقیت چقدر است،
ایران کشور بزرگی با ۹۰ میلیون نفر است»؟
می گوید
«ایران کشور بزرگی است، اما از سوی دیگر اگر ترامپ تصمیم گرفته باشد
که ملتی را از دست ظالمانش و یک دیکتاتوری شیطانی ۵۰ ساله آزاد کند،
اگر این هدف او باشد،
و او این جنگ را ببازد،
آنگاه یکی از بزرگترین شکستهای تاریخ جهان خواهدبود.»
او افزود:
« من باور ندارم
با شخصیت ترامپ و عقیدهاش، که او اجازه دهد این اتفاق بیفتد.
فکر نمیکنم او بخواهد چنین تاریخنگاری را داشته باشد.
اسرائیل نیز به خود اجازه شکست در این زمینه را نخواهد داد.
هر دو مشروط به آزادسازی مردم ایران از رژیم اسلامی هستند.»
به نظر این دیپلمات ارشد و کارکشته،
سازمان ملل متحد در عمل مرده است.
این نهاد دیگر بهعنوان حافظ صلح جهانی
و ترویج روابط دوستانه میان کشورها
کارکردی ندارد و عملاً میتوان آن را منحل کرد:
«منشور سازمان ملل و شورای امنیت اکنون بههیچوجه کار نمیکنند،
زیرا پوتین که خود عضو شورای امنیت است،
اکنون بهعنوان مهاجم عمل میکند،
در آن صورت میتوان پرسید که اصولاً ما چه نوع حقوق بینالمللی داریم؟»
توتنبرگ هنگام تغییر گفتگو از خاورمیانه به اروپا و سوئد،
توسعهای را توصیف کرد که به عقیده او
بدون قرار دادن در چشمانداز تاریخی طولانیتر قابل درک نیست.
او انقلاب ایران را نقطه عطف ایدئولوژیک میداند،
نه تنها در سطح منطقهای بلکه برای چگونگی رابطه جنبشهای سیاسی
در غرب با پروژههای اسلامی و انقلابی در دیگر نقاط جهان.
او گفت:
«اگر سوسیال دموکراتها عاشق انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران نمیشدند
نیازی به رسیدن به وضعیت فعلی با اسلام گرایی در سوئد نداشتیم.
اما پی یر شوری (سیاستمدار ارشد سوسیال دمکرات) عاشق همه انقلابها بود،
از هر کجا که برمیخاست.»
او ادامه داد: «سوسال دمکراتها از لنین حمایت کردند،
همانطور که از فیدل کاسترو، چه گوارا، موگابه و خمینی حمایت کردند.
کمکهای آنها به انقلابهای مختلف
در آفریقا و آمریکای لاتین از دهه ۵۰ بدین سو
در مجموع به ۳۵۰۰ میلیارد کرون از مالیاتدهندهگان سوئدی رسیده است،
به نوعی کمک ایدئولوژیک به این کشورها.
حالا امروز خودمان فقیر هستیم.»
توتنبرگ افزود:
«این وحشتناک است که چه اتفاقی افتاده.
به جای اینکه این پولها برای ارتقای دانش و کرامت انسانی صرف شود،
ما با ارتشی از بیسوادان مواجه شدیم که به اینجا مهاجرت کردهاند
و آنها که شایسته بودند هرگز سهمی از این کمکها نبردهاند.»
تونبرگ اضافه کرد:
«بسیاری از رهبران در کشورهای مسلمان
اخوانالمسلمین را ممنوع کرده و نسبت به رادیکالیسم اسلامی
در غرب هشدار دادهاند.
اما نتیجه این شده که اسلامگرایی رادیکال، یعنی اسلام سیاسی،
از طریق قوانین مهاجرتی و شهروندی بسیار بخشنده و وحشتناک،
موفق شده به اروپا نفوذ کند
و ساختارهای دولتی را، به ویژه در سوئد، تحت تأثیر قرار دهد.
ما نزدیک به دو میلیون مسلمان داریم که فقط در دهه اخیر به اینجا آمدهاند.»
توتنبرگ تأکید کرد:
«ما دقیقاً درهمین لحظه در این ائتلاف قدرت اسلامگرای جهادی زندگی میکنیم
که من همیشه نسبت به گسترش آن توسط خمینی هشدار دادهبودم.
اروپا در بدترین موقعیت جهانی قرار گرفته است.
من از دهه ۷۰ میلادی وقتی کتابهایم دربارهی اسلام را مینوشتم،
دقیقاً نسبت به این موضوع هشدار داده بودم.
این همان چیزی است که قرار بود رخ دهد.»
توتنبرگ همزمان به نقش قانون اساسی دولت
و جایگاه دین در جامعه بازگشت
و گفت که دولت باید زودتر فعالانه اطمینان حاصل میکرد
که قانون اساسی سوئد همیشه، برای شهروندان، برتری دارد:
«پیشنهاد قدیمی من این بود
که شاید باید مدارس برای تعلیم امامان سوئدی تاسیس میکردیم
و یاد میدادیم که قانون اساسی سوئد، همیشه بر همه قوانین دیگر مقدم باشد.
در بررسی دادگاهها، قانون اساسی سوئد به عنوان قانون برتر بر شریعت مقدم است.»
توتنبرگ معتقد است
تجربهی تاریخی سوئد از درگیریهای مذهبی محدودتر از دیگر کشورهای اروپایی بوده
که این امر دولت را کمتر آماده مواجهه با چالشهای مذهبی و سیاسی جدید کرده است.
در پایان مصاحبه، او نسبت به آینده سوئد هشدار داد،
بخصوص اگر پس از انتخابات سپتامبر پیش رو دولتی چپ گرا به قدرت برسد.
این مصاحبه در کلیت خود و به زبان سوئدی از طریق پیوند زیر
در دسترس علاقمندان قرار دارد:
https://samnytt.se/diplomaten-bo-theutenberg-islamismen-forandrar-europa-fn-ar-i-praktiken-dott
این مطلب را مسئلهی روز، دیدم
دنبالهی جلال آلاحمد را فراموش نکردهام
تا جمعهی دیگر
به امید صحبت مشترک