۱۴۰۳ بهمن ۱۹, جمعه

الف‌با

الف‌با 

چینیائیِ مهتاب
آینه بر تراویدن خیال تو،
 در راز نقره‌ایِ لحظه‌ها می‌گیرد

گرمای سرانگشتانت
لطیف‌ترین غزلی‌ست
که هر واژه‌اش،
عطرِ شکوفه‌های نخستینِ بهار را دارد 
خودم را زیباتر می‌بینم در نوازش آن‌ها 
که هم‌گام‌اند با قلبت.

نسیم خواهش می‌وزد 
در باغ لیمو‌های نورسیده‌ام
در انتظار ساقه‌ی بهارتر از نسیم
 با دو حلقه‌ی نوازش

خوش‌بخت‌ترین بی‌قراری
در طپش‌های قلب‌‌‌ام را احساس کن
تنیدن عشق 
به‌تارو‌پود دل‌‌ام را ببین
زیبائی را در لرز دل‌انگیز لبان غنچه‌ لمس کن

قلمِ آغشته به شبنم را 
به بی‌اراده‌گیِ من بسپار
تا بلغزد در نرمیِ بی‌صدای خواهش، 
بعد تماشا کن

حیرت‌ می‌کنی
که زیبائی را با کدام الف‌با  می‌نویسد

رهگذر

بی‌مرزی آغوش

بی‌مرزی آغوش بویِ شیر،  طعمِ تشنه‌کامی، از لبه‌هایِ پنهانِ تنم  برمی‌خیزد. زیستن  در میانه‌ی مرزها، با این شکوُه و زلالیِ غریزه، بی‌مرزی را ...

محبوب‌ترین‌هایِ خواننده‌گان در یک‌ماه گذشته