۱۴۰۳ فروردین ۳۱, جمعه

هدیه



چشمک‌های
فانوس ساحل آغوشم
راز و رمز دریا را بی‌‌واژه می‌گوید
کافی‌ست زنبق را از زبان آب
عاشقانه حس کنی
عطر قطره را هنگام سُریدن به‌‌گرمای بادام 
به‌بینی
نیازی به‌‌ تفسیر نیست

الهام متفاوت
 من 
و 
تو
‌یک هدیه‌‌ی کاملا بکر و دل‌خواسته
ارمغان می‌‌آورد
اندوخته‌‌‌ها‌ی خودجوش،
در آغوش‌‌‌به‌همِ ما
 خود می‌چکند از لا‌به‌‌‌‌‌‌لای لبان شکوفه  

بیا
عهد را به‌گیسوی  فرایندهای تازه 
 به‌‌بافیم

رهگذر

مرز یا آغاز

  مرز یا آغاز  زبانم لای لبانت ریزآب داغ دهانت را  در نزدیک‌ترین هم‌لغزیِ احساس می‌کند بازدمم با نفس‌ریزیِ تو درهم می‌آمیزد. بی‌هیچ سایه‌ای ...

محبوب‌ترین‌هایِ خواننده‌گان در یک‌ماه گذشته