۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه

طعم لغزش


در لابلای حرف‌های بریده‌ 

نفس‌های تند من

باور باران از ناودان میان دو تن را

به‌یادت می‌آورد


رُستن و رسیدن غنچه 

بوسه گرفتن‌هایش از حلقه‌های ساقه

آزادی زنجیر ثانیه‌ها

در هزارتوی پیچاپیچ استوانه

بکارت، 

مُهر یگانه‌گی می‌گذارد 

میان من‌و‌تو


صدای نازک آب و بوسه

طعم لغزیدن

نرمیِ همیشه‌گی

چشم‌هایم بسته 

اوج پرواز را می‌بینم،

تو هم،

منِ درونم را می‌بینی،  

  عریان


رهگذر

باغ شبنم

  باغ شبنم شفق بر غنچه‌های تنم، پرده از مهتاب می‌گستراند اسم کوچک‌ات رمزی‌ست  برای بافتن بر گیسوان شفق، دور‌بودن‌های نزدیک‌مان را  دوست‌ می‌...

محبوب‌ترین‌هایِ خواننده‌گان در یک‌ماه گذشته